تبليغاتX
زندگی را باید دید انگونه که باید... وبلاگ // JavaScript Document

زندگی را باید دید انگونه که باید...

نوع زندگی ما نمایی از برداشت های ماست

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:58 توسط 2روز| |

 

 

... و هزاران چرخش روزگار

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 21:16 توسط 2روز| |

سلام به همه

امیدوارم خیلی خوب باشید.

میلاد بزرگ حضرت مسیح (ع) رو به همه تبریک میگم و امیدوارم دوستان مسیحی سال میلادی خوبی رو  اغاز کرده باشند.

این پست درباره معناهای اسم کشورهاست که امیدوارم براتون جالب باش.

معناي نام كشورهاي جهان

آرژانتين: سرزمين نقره (اسپانيايي)

آفريقاي جنوبي: سرزمين بدون سرما / آفتابي جنوبي (لاتين، يوناني)

آلباني: سرزمين كوه نشينان

آلمان: سرزمين همه مردان يا قوم ژرمن (فرانسوي، ژرمني)

آنگولا: از واژه نگولا كه لقب فرمانروايان محلي بود

اتريش: شاهنشاهي شرق (ژرمني)

اتيوپي: سرزمين چهره سوختگان (يوناني)

ازبكستان: سرزمين خودسالارها (سغدي، تركي، فارسي دري)

اسپانيا: سرزمين خرگوش كوهي (فنيقي)

استراليا: سرزمين جنوبي (لاتين)

استوني: راه شرقي (ژرمني)

اسرائيل: جنگيده با خدا (عبري)

اسكاتلند: سرزمين اسكات ها (لاتين)

افغانستان: سرزمين قوم افغان (فارسي)

اكوادور: خط استوا (اسپانيايي)

الجزاير: جزيره ها (عربي)

السالوادور: رهايي بخش مقدس (اسپانيايي)

امارات متحده عربي: شاهزاده نشين هاي يكپارچه عربي (عربي)

اندونزي: مجمع الجزاير هند (فرانسوي)

انگليس: سرزمين پير استعمار (ژرمني)

اوروگوئه: شرقي

اوكراين: منطقه مرزي (اسلاوي)

ايالات متحده امريكا: از نام آمريگو وسپوچي دريانورد ايتاليايي

ايتاليا: شايد به معني ايزد (يوناني)

ايران: سرزمين آريايي ها٬ برگرفته از واژه «آريا» به معني نجيب و شريف

ايرلند: سرزمين قوم اير (انگليسي)

ايسلند: سرزمين يخ (ايسلندي)

باهاما: درياي كم عمق يا ريشدارها (اسپانيايي)

بحرين: دو دريا (عربي)

برزيل: چوب قرمز

بريتانيا: سرزمين نقاشي شدگان (لاتين)

بلژيك: سرزمين قوم بلژ از اقوام سلتي، واژه بلژ احتمالاً معني كيسه مي داده

بليز: يا از نام دزدي دريايي به نام والاس يا از واژه اي بومي به معناي آب گل آلود

بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشي)

بوتان: تبتي تبار

بوتسوانا: سرزمين قوم تسوانا

بوركينافاسو: سرزمين مردم درستكار

بوليوي: از نام سيمون بوليوار مبارز رهايي بخش آمريكاي لاتين

پاراگوئه: اين سوي رودخانه

پاكستان: سرزمين پاكان (فارسي دري)

پاناما: جاي پر از ماهي (زبان كوئِوا)

پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتي (لاتين)

پورتوريكو: بندر ثروتمند (اسپانيايي)

تاجيكستان: سرزمين تاجيك ها (فارسي دري)

تانزانيا: اين نام از هماميزي تانگانيگا سرزمين درياچه تانگا + زنگبار گرفته شده

تايلند: سرزمين قوم تاي

تركمنستان: سرزمين ترك + ايمان = تركيمان = تركمان = تركمن سرزمين ترك هايي كه مسلمان شده اند (مربوط به سده هاي آغازين اسلام)

تركيه: سرزمين قوي ها (تركي با پسوند عربي)

جامائيكا: سرزمين بهاران

جيبوتي: شايد به پادري بافته از الياف نخل مي گفتند (زبان آفار)

چاد: درياچه (زبان بورنو)

چين: سرزمين مركزي (چيني)

دانمارك: مرز قوم "دان"

دومينيكن: كشور دومينيك مقدس (اسپانيايي)

روسيه: كشور روشن ها، سپيدان

روسيه سفيد / بلاروس: درخشنده روس / سفيد روسي

روماني: سرزمين رومي ها

زلاند نو: زلاند جديد (زلاند نام يكي از استان هاي هلند به معناي درياست)

ژاپن: سرزمين خورشيد تابان (ژاپني)

سريلانكا: جزيره باشكوه (سنسكريت)

جزاير سليمان: از نام حضرت سليمان

سوئد: سرزمين قوم "سوي"

سوئيس: سرزمين مرداب

سودان: سياهان (عربي)

سوريه: سرزمين آشور (سامي)

سيرالئون: كوه شير

شيلي: پايان خشكي/ برف

عراق: شايد از ايراك به معناي ايران كوچك (فارسي)

عربستان سعودي: سرزمين بيابانگردان در تملك خاندان خوشبختواژه عرب به معني گذرنده و بيابانگرد استسعود يعني خوشبخت.

فرانسه: سرزمين قوم فرانك از اقوام سلتي

فلسطين: يكي از اسامي قديم رود اردن

فنلاند: سرزمين قوم "فن"

فيليپين: از نام پادشاهي اسپانيايي به نام فيليپ

قرقيزستان: سرزمين چهل قبيله قرقيزي

قزاقستان: سرزمين كوچگران قزاقي

قطر: شايد به معناي باراني (عربي)

كاستاريكا: ساحل غني (اسپانيايي)

كانادا: دهكده زبان سرخپوستي "ايروكوئي"

كلمبيا: سرزمين كلمب (كريستف كلمب) (اسپانيايي)

كنيا: كوه سپيدي (زبان كيكويو)

كويت: دژ كوچك هندي (عربي)

گرجستان: سرزمين كشاورزان (يوناني)

لبنان: سفيد (عبري)

لهستان: سرزمين قوم "له"

ليبريا: سرزمين آزادي

مجارستان: سرزمين قوم مجار (مجاري)

مراكش: مغرب

مصر: شهر، آبادي

مقدونيه: سرزمين كوه نشين ها، بلندنشين ها (يوناني)

مكزيك: اسپانياي جديد (اسپانيايي)

موريتاني: سرزمين قوم مور (لاتين)

ميكرونزي: مجمع الجزاير كوچك فراسوي

نروژ: راه شمال

نيجر: سياه (لاتين)

نيجريه: سرزمين سياه (لاتين)

نيكاراگوئه: درياي نيكارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانيايي)

واتيكان: گرفته شده از نام تپه اي به نام واتيكان (اتروسكي)

ونزوئلا: ونيز كوچك

ويتنام: اقوام "ويت" جنوبي (ويتنامي)

ويلز: بيگانگان (ژرمني)

هلند: سرزمين چوب آلماني

هند: پر آب (فارسي باستان)

هندوراس: ژرفناها (اسپانيايي)

يمن: خوشبخت

يونان: سرزمين قوم "يون
 
منبع : www.irantapesh.ir

از تمام دوستانی که به یادم بودند و هستند  و حتی اونهایی که نبودند ممنونم.

 

نوشته شده در شنبه چهارم دی 1389ساعت 12:13 توسط 2روز| |

سلام امیدوارم خوب باشید.

احتمالا تعدادی از شما میدونید و تعدادی هم نمیدونید ،ولی خب این پست به خاطر ادای دین به یک دوست هست.این پست کلماتش اصلا خبر خوبی ندارند ::

متاسفانه دوست عزیزم "ازاد و رها"

=وبلاگ ازاد و رها ،پدر عزیز و گرامیشون رو از دست دادهاز همتون تقاضا میکنم برای شادی پدر ایشون دعا کنید و اگر امکان داره، ایایه و یا ایاتی از قران کریم و یا هر چیزی که خودتون صلاح میدونید مثل صلوات و ... بخونید و نثار این عزیز تازه سفر کرده کنید.

امیدوارم روحشون مورد لطف و رحمت واسعه خداوند منان قرار بگیره.

و اینکه یادتون نره برای این دوست جوانمان بسیار دعا کنید تا علاوه بر صبری که برای این امتحان بزرگ خداوند بهش عنایت میکنه ،استوارتر از قبل قدم های زندگیش رو برداره و توی راه پر فراز و نشیب زندگی کم نیاره.

--دوست عزیزم ،

واژگان انسانها برای تسلی این اندوه عظیم کمند و صغیر،

با این حال ،نهایت همدردی و اندوهمان را با تمام این کم و کاست، با همین کلمات سرد، از طرف خودم و تمامی کسانی که رنجیدند از شنیدن این اندوه،به تو میرسانم و امیدوارم صفحات روزهای بودنت، دگر ،طعمه تلخه این چنین را بر خود نبیند.

---بهت تسلیت میگم،میدونم این حرفها نمیتونه اروومت کنه یا ...  ولی فقط خواستم بگم ما فقط رفیق لبخند نیستیم!

 

*** لطفا این عزیز سفر کرده رو هم از دعای خیراتان فراموش نکنید.

 رویای از تو (سمیرا) و ستاره عزیز (حس ششم) =وبلاگ ستاره(حس ششم)،درگذشت پدربزرگ عزیزتون رو تسلیت میگم.

امیدوارم روحشون مورد رحمت ومغفرت الهی قرار بگیره و نام و ردشان گرامی و به نیکی باقی ماند.

 

من نمیدانم چگونه میشود کم کرد ،این ،سهم روزهای عظیم تنهایی را،

من نمیدانم تنهایی سهم چند ساله ادم هاست،

اما این نیک میدانم که هر چقدر عظیم ،اما

میشود تقسم کرد تمام این ثانیه ها را با

 انکه هر لحظه در توست،

همراه هر نفس توست،

حضورش را دریاب

 و ایمان ار به نگاهش!!

 

پاراف ۱ :: متاسفم که نتونستم اونجوری که باید تسلیت بگم وکمی کلیشه ای شده،ولی خب...

باز هم تسلیت میگم.امیدوارم خدا رحمتشون کنه و مورد امرزش خودش قرار بده تمامیه سفر کردگان رو.

پاراف ۲ :: (ستاره عزیز وبلاگت یه مشکلی داره-نمی اید !!نمیدونم چرا ،فقط سر تیتراش می اید!! متن بی متن!! )

نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 18:40 توسط 2روز| |

صدایی....

بارانی....

کفش پاره ای....

گربه سیاهی...

هر چه...

شنوا/بینا/ بخشنده/مهربان/

تو رو خدا دعام کنید ...

 خیلی محتاجم به دعا ...

-سال خوبی داشته باشبد.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 20:11 توسط 2روز|

 

... و چقدر کلمات سر شار از حرفند,

چقدر فریاد,عشق و نفرت دارند,

ساده رد می شوی ولی در میانه تمام این واج ها دریایی از گفته ها و نگفته هاست

و گاه می توان به حرف شریعتی رسید,

ارزش تو به حرف های نگفته ات است

و گاه چقدر میان سبکی و سنگینی فاصله است,

هر چه هستی رها باش و رها زی ! 

 

از این حرفها هیچی منظوری نداشتم, فقط هوای خانه هوای دیگری است.

 

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:28 توسط 2روز| |

سلام

من هنوز زنده ام

نشان به ان نشان که نفس میکشم

نشان به ان نشان که این نوشته های بی سر و ته را میخوانی

اگر نشانم نیست ولی هنوز هستم

هنوز که هنوز است صفحه روزگار برای من به اخر نرسیده

باور کن پرونده زندگیم هنوز به انتهایش نرسیده

فراموشت نکرده ام که فراموشم کنی

باور کن که هر اشتباهی تاوانی دارد

باور کن که روزی باید دلیل بیاوری برای واژه به واژه

من هنوز زنده ام

باور کن

باورم کن که هنوز زنده ام

همین !!

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 23:24 توسط 2روز| |

سلام.خوبید. 

میدونم خیلی بیشتر از ۸ روز شد ولی خب ...

این سری یه داستانه سادس که شاید خیلی ساده باشه ولی از عمل تا حرف گاهی خیلی فاصله اس !

مردی اهنگر که عمیقا به خدا عشق می ورزید ،به بیماری سخت و رنج های بسیاری دچار بود .روزی یکی از اشنایان که اعتقادی به خدا نداشت ،از او پرسید:

"چگونه میتوان به خدایی ایمان داشته باشی که رنج و بیماری نصیبت میکند ؟"

مرد اهنگر به نرمی پاسخ داد  ،هنگامی که میخواهم ابزاری بسازم یک تکه اهن را در کوره قرار میدهم سپس ان را روی سندان میگذارم و میکوبم تا به شکل دلخواهم دراید  ،اگر به صورت دلخواهم درامد میفهم که میتوانم وسیله ای مفید از ان بسازم و گرنه ان را درون انبار اهن های قراضه پرتاب میکنم.

این نشانه موجب شده است که پیوسته به درگاه خداوند دعا کنم

<<خدایا ! مرا در کوره رنجها بگذار ، اما مرا درون توده قراضه ها میفکن .>>

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 22:31 توسط 2روز| |

بعد از مدتهای مدید

سلام.خوبید.یادم نمیاد ساله نو رو تبریک گفتم یا نه برای همین بعد ۲ ماه میگم

سال نویه همتون مبارک.امیدوارم سال خوبی داشته باشید.یه سال ارووم.

مدت این پستم احتمالا ۸ روز هست و ایشالا هفته اینده دوباره اگر خدا بخواد اپ میکنم.

 

خبرگزاری مهر به نقل از مدیر کل بودجه و منابع وزارت بهداشت این چنین نقل میکند که ::

برای هر دانشجو اعتبار جداگانه ای در لایحه بودجه ۱۳۸۸ به تصویب رسیده و بر این اساس برای هر دانشجوی

کاردانی                     سالانه یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان

کارشناسی                دو میلیون و ۶۰۰ هزار تومان 

کارشناسی ارشد        سالانه ۵میلیون و ۴۰۰ هزار تومان 

دکتری حرفه ای           ۷ میلیون  ۷۰۰ هزار تومان 

تخصصی پزشکی        ۱۰میلیون و ۳۰۰ هزار تومان 

تعیین شده است.تا حالا اینجوری به دانشجو بودنت نگاه کرده بودی ؟! 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:35 توسط 2روز| |

سلام.خوبید؟

میدونم شاید بارها و بارها با مطلب پایین ممکنه سر و کار داشته بوده باشید و یکم زیادی تکراری به نظر برسه ولی با این وجود فکر نمکینم خوندنش خالی از لطف باشه، حداقل برای یه یاداوری !!!

پس از فتح بابل در سال 538 پیش از میلاد ،کوروش بیانیه ای برای اعلام اهداف و سیاست خود صادر کرد که بعدها نخستین منشورحقوق بشر شناخته شد.این سند ،بخشی از اصولی بود که "کوروش" در نظر داشت برای برقراری صلح میان انسانها تحقق بخشد.این بیانیه ،بر کتیبه ای گلی؛ به زبان اکدی و به خط میخی نوشته شده است که در سال 1879 در نینوای عراق کشف شد وهم اکنون در موزه

"بریتانیای" انگلستان است.

و این است "برخی" از مواد این منشور ::

ماده 30 :عدم امکان تفسیر مقررات اعلامیه،به ضرر حقوق و ازادی های فردی ::

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولت یا جمیعت یا فردی باشد که به موجب ان بتواند هر یک از حقوق ازادی های مندرج در اعلامیه را از بین ببرد یا در ان راه،فعالیتی نماید.

ماده 1:حق ازادی و مساوات در برخورداری از حیث و حقوق ::

تمام افراد بشر ازاد به دنیا می ایند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند.همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده 29:مسئولیت فقط در قبال جامعه ای که رشد ازاد وکامل فرد را میسر میسازد::

1)هر کس در مقابل ان جامعه ای وظیفه دارد که رشد ازاد وکامل شخصیت او را میسر سازد.

2)هر کس در اجرای حقوق و استفاده از ازادی های خود فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون،منحصرا به منظور تامین شناسائی و مراعات حقوق و ازادی های دیگران و برای رعایت مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

3)این حقوق و ازادی ها در هیچ موردی نمیتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

 ماده 3:حق حیات،ازادی و امنیت شخصی ::

هر کس حق زندگی ،ازادی و امنیت شخصی دارد.

 ماده 4:رهایی از بردگی و داد و ستد بردگان ::

احدی را نمیتوان در بردگی یا خدمت اجباری نگه داشت ؛بردگی و داد و ستد بردگان به عر شکلی که بشد ممنوع است.

ماده 5:رهایی از شکنجه یا رفتارهای تحقیر امیز ::

احدی را نمیتوان تحت شکنجه یا تنبیه یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شؤون بشری یا موهن باشد.

ماده 6:حق شناختن به عنوان انسان در مقابل قانون ::

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود.

ماده 7:حق برخورداری از مساوات در برابر قانون ::

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به طور مساوی از حمایت قانون بر خوردار شوند.همه حق دارند علیه تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد وعلیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل میاید به طور مساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده 12:عدم دخالت در امور خصوصی؛من جمله امور خانه،خانواده و مکاتبات ::

احدی در زندگی خصوصی،امور خانوادگی ،اقامتگاه یا مکاتبات خود ،نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد.هر کس حق دارد در برابر این گونه مداخلات و حملات ،مورد حمایت قانون واقع شود.

ماده ۲۶:حق اموزش ::

1)هر کس حق دارد که از اموزش و پرورش بهره مند شود.اموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.اموزش ابتدایی اجباری است.اموزش فنی وحرفه ای باید عمومیت پیدا کند و اموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از ان بهره مند گردند.

2)اموزش وپرورش باید طور هدایت شود که شخصیت انسانی هرکس را ،به حد کمال رشد ان برساند و احترام حقوق و ازادی های بشر را تقویت کند.اموزش و پرورش باید حسن تفاهم ،گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه ی فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل و ترویج نماید.

3)پدر و مادر در انتخاب نوع اموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده 27:حق مشارکت در حیات فرهنگی جامعه و لزوم حمایت از پدید اورندگان اثار علمی،فرهنگی یا هنری ::

1)هر کس حق دارد ازادانه در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند،از فنون و هنرها متمع گردد و در پیشرفت علمی وفواید ان سهیم باشد.

2)هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی اثار علمی،فرهنگی یا هنری

خود برخوردار شود.

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 15:43 توسط 2روز| |